تبليغاتX
تنها ترین عشق

تنها ترین عشق

روزی دروغ به حقیقت گفت :

 مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا كنیم ،

  حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد .

 آن دو با هم به كنار ساحل رفتند ،

 وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد .

دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت .

از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ،

اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود .

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 10:33 توسط سجاد |


در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست. هیچكس سوار بر اسب

نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید. هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .هیچ قومی

بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ایرانیان این

است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر

سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد .

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386 13:12 توسط سجاد |


سلام،

 

امروز عروسی پسر عمه ی گلمه. مبارکش باشه .

 

ایشالااااااااااااااااااا.

 

خیلی خوشحالم.

 

 

                                                                 

 

                                                                  

 

 

اینام تقدیم به مریم و محمد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386 17:44 توسط سجاد |


آنگاه که..........

 

ضربه هاي تيشه زندگي را

 

بر ريشه آرزوهايت حس ميکني؛

 

به خاطر بياور که ............ ...

 

زيبايي شهاب ها

 

از شکستن قلب ستارگان است.

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386 19:40 توسط سجاد |


غزلی در نتوانستن:

از دستهای گرم تو/ کودکان توامان آغوش خویش/سخن ها می توانم گفت/غم نان اگر بگذارد.

 

نغمه در نغمه در افکنده/ای مسیح مادر،ای خورشید!/از مهربانی بی دریغ جانت/با چنگ تمامی

 

نا پذیر تو سرودها می توانم کرد/غم نان اگر بگذارد.

 

رنگ ها در رنگ ها دویده/از رنگین کمان بهاری تو/که سرا پرده در این باغ خزان رسیده بر

 

افراشته است/نقش ها می توانم زد /غم نان اگر بگذارد.

 

چسمه ساری در دل و/آبشاری در کف/آفتابی در نگاه و/فرشته ای در پیراهن/از انسانی که

 

توئی /قصه ها می توانم کرد/غم نان گار بگذارد.

 

 عاقبت کار ما را.خدا داند و بس. 

 

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386 16:55 توسط سجاد |


 1روز يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت ميكشيد ازش

 

ميپرسن چرا 2 تا سيگار ميكشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف

 

دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي ميبينن همون معتاد يه دونه سيگار

 

ميكشه بهش ميگن حتمادوستت از زندان ازاد شده ميگه نه خودم ترك

 

كردم . خدايي بعضيا اين قدرم مرام ندارند.

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 17:30 توسط سجاد |


فویل للمصلین / الذین هم صالتهم ساهون / الذین هم یرائون/

    

پس وای بر نماز گزاران /نمازگزارانی که دل از یاد خدا

غافل دارند/ آنان که ریا می کنند.

 

اینم به نظرم جالب اومد.

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386 20:13 توسط سجاد |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1387

شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386


آرشیو موضوعی

راه اول
راز گل سرخ
حدیث انتظار
برایم بمان
عکس
زندگي
روزگار ما


پیوندها

همه چیز تنها یک چیز است
يك قطره عشق
تنهایی سخته به خدا
آقا مجید
آبجی شروین
قالب رایگان
آقا تورج
آخرين سايه
یه لحظه وایسا منم حرف دارم
دلم تنگه(عافی و عاطی)
عشق به زندگي اينجاست(امير حسين)
باران بهار
باران بهار2
دریا
سايه2
نازنین مسیح
باران
تنها ترين عاشق


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS